فروتن امینی” مشاور خانواده و خانواده درمانگر
کد خبر: ۶۸۸۵۰۵
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۷ - ۲۳:۲۸ 08 December 2018

پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه:خانواده قلب حیات اجتماع و عمومی ترین نهاد اجتماعی است که پذیرفته شده و توسعه یافته است.اگر سالم و متعادل باشد امید به داشتن جامعه ی سالم افزایش می یابد. خانواده ساخت،تکامل و رشد و پویایی دارد. فعالیت،حرکت،تغییر،پیشرفت در سطوح مختلف به وسیله اعضای خانواده به صورت مداوم جریان دارد یعنی خانواده همیشه سیستمی زنده است.خاصیت خود ترمیمی و شفا دهندگی دارد.

حال و هوای گذران زندگی دردرون خانواده با سلامت روان اعضای خانواده ارتباط مستقیم دارد.بادلالت برعلیت حلقوی درتقابل با علیت خطی اعضای خانواده با هم تغییر میکنندوبا انحراف برای حفظ تعادل خود فعال می شوند یعنی رفتار هر عضوتابعی از رفتار سایر اعضا است لذا عملکرد سیستم خانواده در جهت رسیدن به تعادل است.وقتی عضوی در رابطه با عضو دیگری نشانه های تغییر را بروز میدهد عضو دیگر در قالب الگوهای مراوده ای برای حذف یا اصلاح آن تغییردر مقابل اولی دست به واکنش میزندکه بصورت عادتهای رفتاری در می آینداگر الگوههای مراوده ای نادرست باشند نتیجه آن نرسیدن به شناخت درست از رفتار های بین فردی در اعضای خانواده ، بهم ریختن مرزهای خانوادگی ودر نتیجه رشد ارتباط معیوب است.

این ارتباط معیوب درابعادمختلف کارکردهای اعضای خانواده،کارایی خانواده را مختل میکند.در شرایط امروزی که جامعه با تورم،رکود اقتصادی،نابسامانی و اختلاف درآمدی بسیاربالا،اختلاسهای ناجور،رفاه زدگی و اشرافی گری بعضی ازخانواده ها،بیکاری درسطح بالا،تحریمهای سنگین خارجی واهمال کاری وساده لوحی برخی از مسئولان در اعتماد به وعده های دروغین کشورهای به ظاهر طرفدار حقوق مردم مسلمان ایران و…..روبرو است، مدیریت یا سبک اقتصادی خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است.

این روزها در کمتر محفل یا خانواده ای بحث مدیریت مالی و خرج و مخارج خانواده بحث داغ روز نیست .اطلاع رسانی و شایعه پراکنی نادرست در قالب فضای مجازی و کانالهای ارتباط اجتماعی و عدم نظارت اصلح از طرف مسئولین ذی ربط نگرانی و فشار روانی شدیدی را بر خانواده های متوسط و کم در آمددامن زده است.لذا حفظ کانون گرم خانواده و پیشگیری از آسیبهای احتمالی در درون خانواده یگ هنر تمام عیار است.شیوه مدیریت اقتصادی بخش عمده ای از هویت خانواده است.در اسلام مقام کسی که در راه کسب روزی حلال جانش را از دست میدهد شهیداست چون فقر ممکن است منجر به کفر بشود.خانواده محل آسایش و مرکز اصلی ایجاد انگیزه برای فعالیت اعضای آن در بعد شغلی و درآمدی بوده و دو عامل اصلی تولید یعنی سرمایه و نیروی انسانی را دارد.

هنر اقتصاد خانواده علم خانه داری است که هدف آن برقراری ارتباط بین منابع محدوددرآمدی و مخارج است.در سبک اقتصادی خانواده دو مقوله درآمد و هزینه خیلی اساسی هستند و کسب درآمد بیشترو چگونگی مصرف آن تابعی از مدیریت خانواه است.مدیریت نادرست عامل عدم تعادل بین دخل و خرج است.سبک زندگی بهینه،آموزش وعملیاتی کردن مهارت مدیریت اقتصادی در فرزندان ،کنترل رفتاهای تورمی اعضای خانواده همرا با انضباط مالی اقتصاد خانواده را در مسیر توسعه پایدار قرار میدهد.مهمترین مولفه سبک اقتصادی خانواده احساس مسئولیت پذیری اعضای خانواده است.مسئولیت پذیری در مدیریت مالی توسط اعضای خانواده در قالب نقشهای خانوادگی (زن وشوهری، پدرومادری،فرزندان)عملیاتی می شود.این امرکاری ضروری،ارزشمندواز کارکردهای اساسی خانواده است.

باپیدایش نگاه متعالی به زن اگرچه فعال اجتماعی محسوب می شود اما از دید خانواده نقش مدیریتی زن در امور اقتصادی روزانه در خانواده محفوظ بوده و همپای مرد در خط مقدم مدیریت اقتصادی خانواده قرار دارد. زن خانواده با تغییر نگرش و ذائقه خانواده عامل اصلی کیفیت بخشی به زندگی مالی خانواده است. عملکرد نامناسب زن خانواده با کارهایی از قبیل چشم و همچشمی بدور از واقعیت و نیاز سنجی گذران زندگی و ایجاد نیازهای کاذب،افراط و تفریط در هزینه و اهتمام و اصرار به تامین کالاهای غیر ضروری و خرید های شخصی و عدم رعایت اعتدال در اولویت بندی نیازهای خانواده که نشات گرفته از مدگرایی و اشرافی گری است، هم هزینه سبد کالای خانواده را بالا می بردو هم باعث اتلاف درآمدهای خانواده میشود که زمینه سازایجاد اختلافات خانوادگی و سرعت بخشیدن به طی کردن مسیر جدایی از شریک زندگی خود که ممکن است نتیجه آن وقوع پدیده شوم طلاق باشد. این امر در مورد مردان هم صادق است .

یکی از دلایل چنین عملکردی ، برآیند الگوی منفی متکی –حامی در مجموعه زن و شوهری است که درآن عضو متکی ، متکی می ماند تا احساس حامی بودن همسر خود را تقویت کند در صورتی که مهارتهای اصلی مجموعه زن و شوهری مکملیت و برون سازی متقابل است که همان الگوی مداوم حمایت ازشریک زندگی درهمه ارتباطات درون خانوادگی و برون خانوادگی در مقابل فرزندان ودیگران، امورات ،اتفاقات وحوادث ،شادیها و ناخوشیهای زندگی است .در مکملیت زن و شوهر باید بخشی از مجزا بودن (ترجیح من مجردی بر مای متاهل بودن)را برای کسب تعلق و همبستگی خانواده (تجلی ما بودن)از دست بدهند که ین این امکان را به هرکدام میدهد منافع و مصالح کل خانواده را بر منافع فردی ترجیح دهد و با درک درست از هزینه های بهنگام از مصرف زدگی و اشرافی گری پرهیز کرده و به طور عملیاتی درست و بجا خرج کردن را به فرزندانشان آموزش دهد.مدیریت پدر خانواده به معنی قوامیت اوست اما بدور از مرد سالاری محض.قوامیت اعمال مدیریت مستبدانه و تبعیض آمیز نیست بلکه خادم بودن و ایجاد همکاری و تعاون در بین اعضای خانواده و استفاده از قانون مشورت است.

مسئولیت پذیری پدر و مادر خانواده در قالب مفهوم مکملیت در مدیریت اقتصادی خانواده معنا می یابد.سلسله مراتب قدرت در خانواده مرد را در خط مقدم اجرایی خانواده قرار می دهد و به او این امکان را می دهد که اقتدار اول خانواده باشد اقتداری که وجهه نیرومندی آنرا حضور همیشگی ما در خانواده در کنار پدر خانواده مشروعیت میبخشد و از مرد سالاری و زن سالاری محض در خانواده جلوگیری میکند در واقع هم مادر خانواده و هم پدر خانواده اقتداری دارند که مورد قبول خود آنها و همه اعضای خانواده است.اگر چه بر مرد واجب است درحد متعارف و معمول وسایل رفاه و آسایش زندگی را فراهم کند اما امروزه در اکثر خانواده ها زن و شوهر دوش به دوش هم در نان آوری خانواده ایفای نقش میکنند لذا هماهنگی و حمایتگری زن و مرد در مدیریت مخارج و مصارف ضرورت دارد.شفافیت این امر در این است که زن و شوهر درآمد خود را بصورت مشترک در خدمت مصارف و درآمدزایی و پس اندازبرای آینده قرار دهند.عملی کردن این هماهنگی ایجاب میکند که آنها مسایل مالی خانواده را درمقابل دیگران محرمانه تلقی کرده و از فاش سازی و انتقادگری در حضور دیگران بپرهیزند.

نقش فرزندان در سبک اقتصادی خانواده اگر چه در نگاه اول به عنوان مصرف کننده مطرح است اما جایگاه آنها در آینده اقتصاد خانواده لزوم آموزش وهدایت استعدادآنها را ضرورت می بخشد بمانند اصول اقتصادی خانواده،پایه های علم اقتصاد در آموزش فرزندان توسط پدر و مادر ساخته میشود،آنها مسئول آموزش و ارزش دادن به امور مالی در حوزه های پذیرش مسئولیت،اعطای حق ،مالکیت و آینده نگری در امور اقتصادی هستند در فرایند آموزش و مدیریت اقتصادی خانواده اصل اول الگوبودن پدر و مادر و نمایش آشکار ثبات مدیریت اقتصادی خانواده است.هدف آموزش فقط پول نیست چرا که پول وسیله ای برای آسایش و ساختن شخصیت و آموزش ارزشهابه فرزندان است.

مناسبترین سن برای شروع آموزش ۵ سالگی و مناسبترین روش آموزش در طی جلسات خانوادگی است پرا که این جلسات مملو از صفا و صمیمیت و هیجان است و مدیریت مالی به عنوان یکی از ضروریترین مهارتهای زندگی معرفی و آموزش عملیاتی داده میشود محتوای آموزش به فرزندان می تواند شامل ضرورت صرف درآمد در تامین مایحتاج اساسی خانواده،پرهیز از خریدهای ضروری ،قناعت و اعتدال و پرهیز از تبعیض،انضباط مالی،برنامه ریزی و مسئولیت پذیری در کسب درآمد و..باشد.

اقتصادخانواده علم تدبیر منزل،برقراری تعادل بین دخل وخرج،چگونگی سازماندهی و مدیریت منابع است و در هرخانواده ای بار هرسطحی از درآمد و هرسطحی از رفاه اجرا میشود بعبارتی فقط مخصوص خانواده های مرفه نیست.مدیریت هزینه ها در خانواده بر اساس افزایش درآمد،نیاز سنجی و اولویت بندی مصارف،قناعت،برنامه ریزی،سرمایه گذاری بلندمدت(تحصیل و مهارت آموزی فرزندان)،پس انداز کوتاه مدت،تناسب درآمد و هزینه ها،الگوی صحیح مصرف ونظارت برهزینه های فرزندان است.مدیریت مالی امری پویا و به روز است که هدف نهایی آن تامین سلامت جسمی و روانی و پیشرفت فرزندان و عاقبت بخیری پدر و مادر است.

هر خانواده در مدیریت مالی سبک خاص خود را دارد لذا در تقابل با سایر خانواده ها اگرچه الگو گیری و یادگیری امری درست است اما مقایسه و سرزنش اختلافات خانوادگی و مشکلات ارتباطی اعضای خانواده را دامن میزند.مدیریت و امور مالی و میزان سرمایه نسبت به فضای برون خانوادگی کاملا محرمانه است لذا اطلاعات مالی باید توسط اعضای خانواده مخفوظ و نگهداری شود اگر چه نسبت به درون خانواده شفاف سازی و صداقت شروط اساسی هستند تا از سو استفاده و تبعیض یکی از اولیا یا یکی از فرزندان ممانعت بعمل بیاید چرا که افزایش درآمد بهبود معاش خانواده نیست بلکه هنر مدیریت هزینه هاست.

خانواده های کارآمد سبک اقتصادی با کیفیتی همرا با راهبرد های خاص دارند در چنین خانواده های روشهای عاقلانه و انسانی بر مدیریت حاکم است.چون مدیریت مشارکتی دارند تصمیمات اقتصادی آنها خاصیت مشورتی داشته و ضمانت اجرایی این تصمیمات بالاست.اساس اداره این خانواده ها مبتنی بر برنامه ریزی عملیاتی و تقسیم کار است. اولویتهای مالی مشخص و کل اعضا نسبت به اجرای آنها متعهدند.الگوی مصرف بهینه خانواده کارآمد را ازتجمل گرایی و مصرف گرایی افراطی دور میکند چرا که درست مصرف کردن به معنی خساست و پول جمع کردن پدر و مادر نیست.

در یک فرایند سازمان یافته و مداوم و با کیفیت همراه با نظارت پیش رونده تفکر و ارزشهای مدیریت اقتصادی به عنوان یکی از مهمترین مهارتهای زندگی به فرزندان آموزش داده میشود و به استعداد و توانایی فرزندان بها داده شده و با روشهای صحیح انگیزه و پاداش داده میشود. در مخارج و هزینه ها اعتدال اصل اول است و تبعیضی توسط پدر و مادر در بین فرزندان صورت نمیگیرد.انتظارات مادی فرزندان به وسیله پدر ومادر واقعیت سنجی میشوند تا فرزندان ضمن پایبندی به مقررات خانواده دچار ناامیدی نشوند.انضباط مالی در خانواده کارآمد اجرا میشود تا دخل و خرج از طرح و نقشه معینی پیروی کند.در خانواده کار آمد تن پروری و توقع آسایش بدون زحمت وجود ندارد چون همه اعضا آگاهی دارند که درآمد و منابع مالی محدودند و باید به تناسب و به موقع و هدفمند مصرف شوند.

 فروتن امینی” مشاور خانواده و خانواده درمانگر

آذر ۹۷

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار