کد خبر: ۶۳۱۴۴۲
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۳ 17 July 2018

حدود 6 ماه از آغاز دور جدید التهابات ارزی در کشور می گذرد. بحرانی که قبلاً نیز تجربه شده بود و شبیه آن در سال 90-91 مشاهده شدکه به شاهد تنزل فوری ارزش پول ملی به یک سوم بودیم. بحران اخیر که موجب به هم ریختن نظم حاکم بر بازار بعد از حدود 5 سال ثبات نسبی قیمت ارز بود، روند واردات و صادرات را با معضلات جدی مواجه کرد و همزمان به تبعیت از قوانین اقتصادی بازار، به سرعت خود را با قیمتهای بالا و نرخ آزاد وفق داد. این امر از یکسو موجب کاهش ناگهانی و سریع قدرت خرید مردم شد و از سوی دیگر، موجی از نگرانی به آینده را در تمام دهک های درآمدی جامعه به وجود آورد.

دولت محترم در ماه های اخیر، اقدامات مختلفی را برای کنترل نوسان شدید بازار ارز به اجرا گذاشت که بسیاری از آنان به جهت سراسیمگی و عدم پندآموزی از تجربیات قبلی، ناکام ماند و به تعبیری، می توان این قبیل اقدام های غیرکارشناسی را شبیه استفاده از نفت و بنزین برای مهار آتش دانست. به نظر می رسد که قرار نیست هیچوقت در کشور از آزمون و خطاهای مکرر خویش درس بگیریم. اقداماتی از قبیل تعطیلی صرافی ها که شریان اصلی داد و ستد ارز کشور هستند و در سالهای اخیر، جور عدم ارتباطات بانکی را کشیده اند، ایجاد فضای امنیتی و پلیسی بر بازار ارز، اعلام تک نرخی ظاهری ارز و اعلام قیمت 4200تومانی و زیرزمینی کردن بخش مهمی از مبادلات ارزی، شایعه¬های متعدد و نگرانی از روند

تخصیص ارز به افراد خاص و کالاهای غیرضرور، از دیگر اقداماتی بود که همچنان تنور ارز را در کشور گرم و سوزان نگه داشته است. اما چیزی که در این بین جلب توجه می کند، سکوت سنگین مسوولان کشور در قبال تحولات ارزی کشور است. در این زمان و به رغم نگرانیهای شدید مردم در مورد آینده قیمتها و بلاتکلیفی بزرگ در بازار کشور، تقریبا هیچ مسوولی حاضر نشد با حضور در صدا وسیما و جمع خبرنگاران، ریشه های بحران و راهکارها و برنامه های دولت را برای تنظیم این مؤلفه تاثیرگذار در اقتصاد کشور تشریح کند.

جالبتر اینکه در همین ایام، نرخ تورم همچنان تک رقمی و زیر 10 درصد اعلام می شود! اینگونه برخوردها در کنار انفعال مجلس و کمیسیون اقتصادی آن، فضا را برای پیش بینی های اغراق آمیز و گاها بدون جایگاه کارشناسی محکم باز کرده و بر التهاب و نگرانی و تشدید عوارض منفی روانی در جامعه دامن می زند.

در این بین سوالی که همواره مطرح می شود این است که چرا مسوولان محترم، همواره مردم را محور شعارهای خود قرار می دهند اما شعور عمومی را نادیده می گیرند! چگونه است که برخلاف همیشه که مردم را پشتیبان واقعی نظام و دولت می دانیم و از قضا مردم عزیز ایران نیز این مهم را بارها با حضور خود در صحنه های بسیار خطیرتر از موقعیت فعلی نشان داده اند، در این مورد به یکبار با آنان بیگانه می شویم؟ هیچ یک از مسوولان،کمکی به ایجاد آرامش ذهنی و رفتاری مردم نمی نماید و خود را موظف به جوابگویی نمی داند. جالب اینکه به رغم بروز چنین بحرانی که نتیجه پرهیز مسوولان از اینده نگری است، حتی یک تغییر کوچک در حد معاونان و مدیران وزارتخانه ها و نهادهای مسوول مشاهده نمی شود.

ما را چه می شود؟ چگونه انتظار داریم با چنین رفتارهایی، سرمایه اجتماعی موجود در کشور تحلیل نرود؟ چگونه انتظار داریم مردم موج عظیم اخبار فسادها و سوءاستفاده ها را که گاها نیز اشتباه است را نپذیرند؟ امروز اعتماد به مردم و طرح صادقانه مشکلات کشور و درخواست کمک از آنان، مهمترین راهکارهای غلبه بر مشکلات است.

مردم ایران همواره نشان داده اند با خدمتگزاران صادق با احترام برخورد کنند و چنانچه از طریق حاکمان به خوبی هدایت گردند، بر بزرگترین مشکلات نیز فائق خواهند شد. پس بیاییم با مردم با آرامش و صداقت صحبت کنیم. از بیان مشکلات نهراسیم و به مردم اعتماد کنیم. کاری که بزرگان دین همیشه بدان اقدام و تاکید کرده اندبا مردم خود صحبت کنید.


*کیوان کاشفی/رئیس اتاق بازرگانی کرمانشاه

 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار